|
[ شنبه 1390/01/06 ] [ 18:53 ] [ محمد مهدی ]
[ پنجشنبه 1391/02/28 ] [ 16:53 ] [ محمد مهدی ]
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است
روز مادر رو به همه ی مادران مهربان تبریک میگم [ جمعه 1391/02/22 ] [ 18:30 ] [ محمد مهدی ]
این مطلب خصوصیه و رمز داره ... اگه دوست داشتید بگید که رمزشو بدم فقــــــــــــــــــــــــــــط بگم که به هرکسی نمیدم ! ادامه مطلب [ دوشنبه 1391/02/04 ] [ 17:26 ] [ محمد مهدی ]
سلام دوستای خوبم ! خوبین ؟ چه خــــبرا ؟ مارو نمیبینین خوش میگذره ؟! راستش مدارس که شروع شده از بعد عید و این 1 ماه و خورده ای مونده به امتحانا کمتر شاید بیام تو نت و وبلاگ... باید بخونم برای خرداد و ایشالا نمره هام خوب بشه !(امیدوارم البته) جاتون خـــــــــــــالی (بعضیا) اینجا خیلی هوا باحاله .... 3 روز هوا ابر سیاهه و شبا بارون میاد !جالبیش اینه روزها بارون نمیاد *فقط* شب ها !!! الانم که در خدمت شمام اینجا هوا ابر و منم نشستم تو لابی و از منظره و هوا و طبیعت و. .... لذت میبرم ! جای همه ی شما مخصوصا دوستای گلم که ازشون دورم خالیــــــــــه ! دیشب هوا خیلی باحال بود و داشت نم نم بارون از پنجرم میزد تو اتاقم ... باد خنکی هم میومد ... دیدم راه نداره ... سه تارم و برداشتم و شروع کردم ... الهه ناز بعدش غوغای ستارگان ! واقعا تو این هوا سه تار زدن فوق العادس ! الانم میخواستم اهنگ * در این سرای بی کسی* رو بزنم !هنوز کلش رو نتونستم بزنم قالب وبلاگت خیلی قشنگه ... اخرین مطلبتم باحال بود ! (مخاطب خاص) آهنـــــــــــــــگ وبلاگم قشنگــــــــــــــــه ؟؟!!! من عاشق این اهنگم ! باهاش کلی خاطره دارم ... بد و خوب ! خوب وایسا ببینم دیگه چی بگم .....؟؟؟ امــــــــــ ..... خوب دیگه چیز خاصی به ذهنم نمیاد که بگم ... فقط بی معرفت نباشید و بیایید سر بزنید و مارو از این غربت در بیارید ! (با خود شمام دوست عزیز) دوباره میام ... دوستون دارم فعلا بای [ جمعه 1391/01/25 ] [ 16:14 ] [ محمد مهدی ]
سلام دوستای عزیز ... یه وبلاگ جدید زدم مخصوص کشور تونس بهش سر بزنید ... www.tunisonline.blogfa.com [ شنبه 1391/01/12 ] [ 13:47 ] [ محمد مهدی ]
Keyboard
چه کسی برنده شد؟ Communication Board کامیون کی شن ها رو برد؟ Morphine باید بیشتر فین کنی MissCall دختر نا بالغ را گویند Freezer حرف مفت Suspicious به لهجه اصفهانی: ساس از بقیه ی حشرات جلو تر است Johnny Depp قاتل افسرده Acer ای آقا! Welcome دهن لق Manual من و بقیه Accessible عکس سیبیل Refer فر کردن مجدد مو See you later لات تر به نظر میای! Good Setting آن سه چیزِ نیک را گویند: گفتار نیک - کردار نیک - پندار نیک. Piece of a man who owns a locker مرتیکه لاکردار! Above Border فرامرز Insecure این سه نابینا Business اشاره به بوزینه در گویش اصفهانى Legendary ادارهٔ محافظت از لجن و کثافات شهری Subsystem صاحب دستگاه Velocity شهری که مردم آن از هر موقعیتی برای ولو شدن استفاده میکنند Comfortable بفرمایید سر میز Long time no see دارم لونگ میپیچم، نگاه نکن! Cambridge شهری که تعداد پلهایش انگشت شمار است Categorize نوعی غذای شمالی که با برنج و گوشت گراز طبخ میشود Jesus در اصفهان به بچه گویند که دست به چیز داغ نزند Hairkul آنکه روی شانههایش مو دارد Watergate دروازه دولاب UNESCO یونس کجاست؟ Finland سرزمینی که مردمانش مشکل گرفتگی بینی دارند Damn You All دم همتون گرم Latino لات بازی ممنوع Godzilla خدای استفاده کردن از مرورگر موزیلا Savage Blog ساوجبلاغ Betamethasone منطقه اى در معرض بتا و از این دست امواج . .. ... ..... ....... ......... ............. .................. ... ... ... ... ... ... خدایی نظر ندی نامردیه ... [ شنبه 1391/01/12 ] [ 0:8 ] [ محمد مهدی ]
طبق معمول مامانم بابامو صدا زد که بیاد دره شیشه کنسرو رو باز کنه پدرم بعد از کلی کلنجار رفتن نتونست دره شیشه کنسرو رو باز کنه مادرم منو صدا زد و منم خیلی راحت درش رو باز کردم و به بابام گفتم : اینم کاری داشت پدرم لبخندی زد و گفت : یادته وقتی بچه بودی و مامانت منو صدا میزد تو زود تر از من میومدی و کلی زور میزدی تا دره شیشه کنسرو رو باز کنی ؟؟؟!!!!! ... ... ... یادته نمی تونستی ؟! ... یادته من شیشه کنسرو رو میگرفتم و کمی درش رو شل میکردم تا بازش کنی و غرورت نشکنه ... اشک تو چشمام جمع شد ... نتونستم حرفی بزنم و فقط پدرم رو بغل کردم !
[ چهارشنبه 1391/01/09 ] [ 19:38 ] [ محمد مهدی ]
آقا پسر ها :
1- با ماشین میرن به بانک، پارک میکنن، میرن دم دستگاه عابر بانک. 2- کارت رو داخل دستگاه میذارن. 3- کد رمز رو میزنن، مبلغ درخواستی رو وارد میکنن. 4- پول و کارت رو میگیرن و میرن. دختر خانم ها : 1- با ماشین میرن دم بانک. 2- به خودشون عطر میزنن. 3- احتمالاً موهاشون رو هم چک میکنن. 4- در پارک کردن ماشین مشکل پیدا میکنن. 5- در پارک کردن ماشین خیلی مشکل پیدا میکنن. 6- بلاخره ماشین رو پارک میکنن. 7- توی کیفشون دنبال کارتشون میگردن. 8- کارت رو داخل دستگاه میذارن، کارت توسط ماشین پذیرفته نمیشه. 9- کارت تلفن رو میندازن توی کیفشون. 10- دنبال کارت عابربانکشون میگردن. 11- کارت رو وارد دستگاه میکنن. 12- توی کیفشون دنبال تیکه کاغذی که کد رمز رو روش یاداشت کردن میگردن. 13- کد رمز رو وارد میکنن. 14- ۲دقیقه قسمت راهنمای دستگاه رو میخونن. 15- کنسل میکنن. 16- دوباره کد رمز رو میزنن. 17- کنسل میکنن. 18- مبلغ درخواستی رو میزنن. 19- دستگاه ارور (خطا) میده. 20- مبلغ بیشتری رو درخواست میکنن. 21- دستگاه ارور (خطا) میده. 22- بیشترین مبلغ ممکن در خواست میکنن. 23- پول رو میگیرن. 24- برمیگردن به ماشین. 25- آرایششون رو توی آینه عقب چک میکنن. 26- توی کیفشون دنبال سویچ ماشین میگردن. 27- استارت میزنن. 28- پنجاه متر میرن جلو. 29- ماشین رو نگه میدارن. 30- دوباره برمیگردن جلوی بانک. 31- از ماشین پیاده میشن. 32- کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر میدارن. (حواس نمیذاره برای آدم) 33- سوار ماشین میشن. 34- کارت رو پرت میکنن روی صندلی کنار راننده. 35- احتمالاً یه نگاهی هم به موهاشون میندازن. 36- میندازن توی خیابون اشتباه. 37- برمیگردن. 38- میندازن توی خیابون درست. 39- پنج کیلومتر میرن جلو. 40- ترمز دستی رو آزاد میکنن. (میگم چرا اینقدر یواش میره) [ شنبه 1391/01/05 ] [ 21:52 ] [ محمد مهدی ]
ســــلام به دوستای گلم / ... خوبین ؟ چه خبرا ؟ با عید چه میکنید ؟ عیدی هارو جمع کردید ؟ با تکالیف عید خوش میگذره ؟! در کل خوش میگذره ؟! خـــ ـــوب / ... ببخشـــِید دیــ ـــر اومدمــــ یــ کم ! وقتــــ داشــــتــ ـــمآآآ ...امــــا راسیتــــ ــ ـشـ حســـش نبود ! :دی جــ ــاتون خالــــیــــ هـ ـ ـ ـوا اینجــــــا اینقد باحــــآل شدهـــ ! روزا بهــــــــــاریـــــ و شباشــــــ یکم رطــــ ــــوبت داره .... ! درکـــــل باحــــــــــــاله ! هــــــــــــــــــــــــــــــی !!! باشـــــمام !!! بااونـــــــــــــــایی که تو ایـــــــــــــران رفـــــیق جون جونیم بــــــــودن و حالا کـــــــــ اومدم اینجـــــا یهــــ سرم بهم نمـــــــــیزنـــن ! خیلی نامردیــــــــــــــــــــــــــــــــــن !!! * بیــ ــــخیـــل / ...... فــــردا شاید بریـــم بنـــــزرت ... یکـــی از شهرهـــآی معــ ــــروف تونـــــس ! یکشــــنبه هم میریــــم ( ســــه تـــآرم داغــــون شـــد !!! سیم دومش (سیم زردش) کلا کندهــــ شد ! اینجــــا هم جایی نیـــــست ک بدم درستشــــ کننــــ !! هــ ـــه هــــ ــه ... این شد بهــــونه ای که یه دونه نو بــــــخرم ! قرار شـــد بگـــم از ایــــرا ن بخــــــرم برام بفرســـتن ! * ایــــــــ ـــول !!! / ... هم اکــــنون اینــــجا ساعت 1:30 و تهــــران 5:00 بعدار ظـــــهره ! منم دیگه برم ناهار بخـــــورم ! دوستای بی معرفتــــ زیاد شــــدنـــ ــآآآ ... نظرم که نمبـــ ـــدید ! فعــــــلا خداحافــــظ ... [ جمعه 1391/01/04 ] [ 17:5 ] [ محمد مهدی ]
اولین سلام سال 1391 رو در ساعت 6:40 به وقت تونس و 9:10 به وقت ایران به شما دوستای گلم میگم سال نو رو به تمام دوستای گلم تبریک میگم مخصوصا دوستای صمیمیم که الان ازشون دورم و مخصوص تر از اونا به دوستای خیلی صمیمیم (رمزی گفتم مثلا) امیدورام همگی سالی خوب و سرشار از موفقیت داشته باشید دوستدار همه شما ابرهای بارانی [ سه شنبه 1391/01/01 ] [ 10:11 ] [ محمد مهدی ]
سلام ب همه دوستای عزیز حالتون خوبه دیگه ایشالا خوب دیگه ... اینم آخرین پست تو سال 1390 ... سال خوبی برای من نبود زیاد ... عزیزان زیادی تو این سال از دست دادم ! که آخریش جلال ذوالفنون بود ... استاد سه تار ایران ! ... دبروز ظهر به دلیل سکته قلبی فوت کرد ! البته خدارو شکر میکنم ... شاید من نفهمیدم ، شاید ک نه...حتما ! حتما خیلی از چیزا ک میخواستم تو این سال خدا بهم داد و من نفهمیدم ! درکل امیدوارم سال خوبی رو پشت سر گذاشته باشید ... و سال خوب و بهتر از سال پیش داشته باشید پر از موفقیت و ... ! خوب / ... دیروز خطامون قطع شده بود و امروز وصل شد دیروز روز تعطیلیمون بود ... رفتیم شهر نابل (nabeul) اونجا ی برنامه داشتیم و بعد از اون راه افتادیم ب سمت خونه 1:30 تو راه بودیم رسیدیم و رفتیم یه خرید کوچولو کردیم ... وای اینجا خیلی مردمشون زود کرکره هارو میکشن پایین ... تو فروشگاه بودم یارو اومد جلوم به به زبون فرانسوی یه چبزی گفت منم که نمیفهمیدم !!! گفتم بهش فرانسه نمیفمم !(البته به عربی) بعد به عربی گفت میخوایم ببندیم ... سریع خریدتون رو بکنید برید ! ساعت چند بــــــود ؟؟؟ )9:00 شب ! مرغ بیشتر از اینا کار میکنه ! خلاصه اومدیم خونه و نشستم پای تلوزیون بعدشم یکم سه تار زدم (الهه ناز) و بعد شام و بعدشم خواب ! . . . الانم ساعت 12:35 به وقت اینجاس و بعد از ظهر برنامه داریم باز دوباره ! بعدشم میخوام برم دنبال ماهی بگردیم برای سفره هفت سین ... خداکنه پیدا کنم فعلا برم من ... نظر یادتون نره عــــــــــــــــــــــــــــدتـــــــــــــــــــــــون مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ سر سفره هفت سینتون برام دعا کنید ... سال 91 اول صبح میام پیشتون . . . و این بود آخـــــــــــریـــــــــــــن پســــــــت تو سال 1390 ... خداحافظ
[ دوشنبه 1390/12/29 ] [ 16:15 ] [ محمد مهدی ]
سلام دوستای عزیز خوبین دیگه ایشالا ؟ برای عید آماده شدید ؟ لباس عید و اینا ردیفه دیگه ؟ سبزه هارو سبز کردین ؟ تکالیف عیدو گرفتین ؟ امروز روز 2 هستش که تونس هستم... هوا خوب و بهاریه ... روزه با آستین کوتاه و شب ها آستین بلند ... کاپشنو که حرفشو نزن ! از چند روز دیگه اختلاف ساعتمون با ایران میشه 3:30 !!!!!! ... میدونید یعنی چی ؟؟؟ یعنی ساعت 12 ظهر شما میشه 8:30 صبح ما !!! وای .. خیلی ضدحاله ! دلم برای دوستام تنگیده ... اونجا که بودم حداقل زنگ میزدم بهشون میحرفیدم باهاشون ...ولی اینجا حتی SMS هم نمیشه داد ! خلاصه بدجوری دپرسم ! امروز صبح که بیدار شدم میز صبحانه آماده بود و رفتم صبحانه خوردم...بعدش شستم پای اینترنت و فیس بوک تا ظهر بعدشم سه تار زدم ... بعـــدش رفتم تو باغ قدم زدم و اونجارو متر کردم !!!(علافی چه کارا که نمیکنه!)
الانم در خدمت شمام ! ساعت 23:36 است و تهران 2:07 است ... برم شام بخورم...فعلا نــــــظـــــر فــــــــــرامـــــــــوش نــــــــــشــــــــــه ! [ یکشنبه 1390/12/28 ] [ 3:14 ] [ محمد مهدی ]
ســـــــــــــلام به همه ی دوستای عزیزم ! خوبین ؟ خوشین ؟ الان حدودا 2 ساعته رسیدیم تونس...امروز صبح تهران خیلی سرد بود...فرودگاه امام که رسیدیم داشتم یخ میزدم. 7 و 5 دقیقه به سمت ترکیه پرواز کردیم و 9:30 به وقت ترکیه (1:30 عقب تر از تهرانه) رسیدیم ... 10:40 پرواز تونس بود ...یه یک ساعتی نشستیم توی سالن VIP که خیلی حال داد...جای همتون خالی ... حیف که 1 ساعت معطلی داشتیم...کاش 6-7 ساعت معطلی داشت ! حیف... 10:40 سوار هواپیما ی Turkish Air شدیم و بعد از 15 دقیقه راه افتاد...یواش یواش داشتم گرما رو حس میکردم. 2 ساعت و نیم بعدش رسیدیم تونس ... پیاده شدن و ...(3نقطه) بماند !!! 5 دقیقه بعدش خونمون بودیم ! دمای هوا الان اینجا 21 درجه سانتی گراده ... شاید باورتون نشه ولی الان زیر کولر گازی نشستم و از سرماش لذت میبرم !!!! الان اینجا ساعت 3:15 است و اونجا فکر کنم باید .... اممم ...وایسا حساب کنم ....اها ...اونجا 5:45 بعد از ظهره ....! خوب دیگه من برم ...گرسنمه ... از صبح تاحالا جز غذاهای هواپیما چیزی نخوردم...! غذا درست حسابی هوس کردم...!یرم ببینم چیزی تو یخچال پیدا میکنم یا نه ... ! فعلا بای تا یه موقع که حال داشته باشم و دوباره بیام... + قایل توجه خیلیا .... : لطفا نظر خصوصی ندین ! اگه نیاز به تایید نباشه تایید نمیکنم ...نظر خصوصی ندین !
[ جمعه 1390/12/26 ] [ 17:50 ] [ محمد مهدی ]
دیگهــ دیرهــ واسهــ موندنــ ...
دارمــ از پیشـــ تو میرمـــ ... جداییـــ سهمـــ دستامهـــ ... کهـــ دستاتو نمیگیرمـــ ... تو اینــــ بارونــــ تنهاییــــ . .. دارمـــ میرمــــ خداحافظــــ ... شدهـــ اینـــ قصهـــ تقدیرمـــ ... چهـــ دلگیرمــــ ، خداحافــــظـــ ! . دیگهـــ دیرهـــ دارمــــ میرمـــ ... چقدر اینـــ لحظهـــ هــا سختهــــ ... جداییــــ از تو کابوســهـــ ... شبیهــــ مرگهــ بیـــ وقتهــــ ... دارمـــ تو ساحلــــ چشماتــــ ... دیگهـــ آهستهــــ گمـــ میشمـــ ... برامـــ جاییــــ تو دنیـــا نیستــــ ... تو اوجـــ قصهـــ گمــــ میشمــــ ... (شعر دارم میرم از مازیار فلاحی) .......................................................................................... داشتم این شعر رو گوش میدادم ... قشنگ بود براتون نوشتم ! دوستای عزیز....من تا چند روز دیگه میرم از ایران ... برای مدت چند سال موقت البته میام تو وبم از اونجا ولی دلم برای دوستام تنگ میشه اسم چندتا از دوستای صمیمیمو میخواستم بگم تا بدونن دلم براشون تنگ میشه : *امین ----> صمیمی ترین که دلم براش خیلی میتنگه ! *محمد *علی *امیر *محمد علی *آرین *امین (تنهایی بده...خودش فهمید) *پوریا *علیرضا *امیرحسین *و........(خیلیا ی دیگه که خودشون میدونن و من اسمشونو نمیارم) آره .... خود توهم یکی از اونایی ! دوستای عزیز حلالم کنید دیگه شاید بازم تا ایران هستم بیام ولی چون داریم وسایلامونو جمع میکنیم یه کم سرم شلوغه از اونجا هم وبمو آپ میکنم .............................................................................................. باوفا ها میدونم وقتی نیستم هم میان ... ولی به بی وفا ها میگم ... نامردی نکنید نیایید به وبم سر بزنید اااا .... برام دعا کنید فعلا پیشاییش .... نوروز و سال جدید رو به همتــــــــــــــــتون تبریک میگم ... از جمله .... (خودش میدونه) Happy New Year [ دوشنبه 1390/12/08 ] [ 18:40 ] [ محمد مهدی ]
نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند؟
[ جمعه 1390/12/05 ] [ 18:17 ] [ محمد مهدی ]
ساعت ۲ نصف شب در یک اتاق دانشجویی
ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست ساعت ۴ صبح هنگام خواب وضعیت تحصیل در خوابگاه اولین روزهای خوابگاه گفت و گوی صمیمانه برسرآماده کردن صبحانه بعد از گذست چند روز پایان گفت و گو امکانات غذایی در خوابگاه طریقه ظرف شستن در خوابگاه اواخر ترم وضعیت ۷۰درصد دانشجویان و این هم آخر عاقبتش!! [ پنجشنبه 1390/11/27 ] [ 22:54 ] [ محمد مهدی ]
Happy Valentine Day
![]() [ سه شنبه 1390/11/25 ] [ 10:42 ] [ محمد مهدی ]
[ شنبه 1390/11/22 ] [ 18:43 ] [ محمد مهدی ]
از کتاب های درسی آن سال ها یادم هست امام امیدش به ما دبستانی ها بود ، می گویم : آیا... ، حالا که بزرگ شده ایم ، از امیدتان راضی هستید ؟ . دهه فجر و سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب رو به همه ی نوجوونا و جوونای ایرانی تبریک میگم. .
[ جمعه 1390/11/21 ] [ 1:19 ] [ محمد مهدی ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||